خرید بک لینک

مرا عفو کنید اگر بعد از خواندن این «یک سرگذشت» چشمانتان تر شد!

-کدوم گوری بودی تا حالا؟!

این را «پدرام» در حالیکه عصبانیت از سرو رویش می بارید گفت و سپس صدای برخورد دستش با صورتم سکوت خانه را شکست. مادرم هراسان از آشپزخانه بیرون آمد و میان من و پدرام ایستاد و خطاب به او گفت :«رفته بود جشن تولد دوستش. از من اجازه گرفته بود. تو رو خدا نصفه شبی سرو صدا...»

برچسب: پرستو صالحی,پرستو گلستانی,پرستو چت,پرستو فروهر,پرستو مقدم,پرستو ابریشمی,پرستو عوض زاده,پرستو پرواز,پرستو سیر,پرستو پرنده, نویسنده: نیکا حکیمی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 4:01

صفحه بندی